مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
795
طب اكبرى ( فارسى )
و آنچه از سدّهء منفذى كه در مراره و امعا است پديد آيد ، نشان او سپيدى براز است و نفخ شكم و ظهور يرقان ؛ چنانچه در باب يرقان ، آثار اين سدّه به تفصيل ذكر يافته . آنچه از ديدان بود ، نشان او هيجان وجع و غثيان است در خلو معده و باقى علامات ، در باب وى گفته آيد . آنچه از ضعف قولون باشد ، نشان وى آن است كه براز برنيايد مگر به استعمال شافه يا حقنه . علاج بر سبيل كلّى : از هريك سبب كه باشد ، نخستين در گشادن طبع و اندفاع ثفل كوشند . و اين ، چنان باشد كه آبكامه و روغن بادام به هم آميخته و گرم كرده بنوشند و شورباى چرب لغزاننده و گرم چون شورباى مرغ و ماكيان فربه تناول كنند . و آنجا كه در امعا حرارت و يبوست باشد ، جلّاب بنفشه و عنب الثعلب و تخم كاسنى و ترنجبين و نبات سودمند است . و شربت بنفشه به آب گرم و لعاب بهدانه و آب كدو و شيرهء تخم خرفه و ترنجبين نفع كلى دارد . و روغن بنفشه و لعاب خطمى و كتيرا بر شكم ماليدن ، مفيد است . و در اينجا به عوض امراق حاره ، حسوهاى چرب خورند . و پس از نوشيدن اشياء مزلقه و حصول تليين در ثفل ، بايد كه مريض بر يك پا بجهد آهستهآهسته تا ثفل برون آيد . اگر از اين نگشايد ، حقنه كنند به اين مطبوخ : برگ چغندر ، بنفشه ، سبوس جو ، خطمى ، انجير و مغز قرطم كه به پارسى خسك دانه گويند ، از هريك مقدارى كه خواهند بگيرند و با آب بجوشانند و بپالايند و روغن كنجد و شكر سرخ و آبكامه و لب خيارشنبر در وى حل كرده نيم گرم حقنه كنند . و آنجا كه حرارت با يبوست امعا سبب باشد ، اين حقنه سود دارد : بنفشه ، عنب الثعلب ، نيلوفر ، تخم خيارين ، تخم خطمى ، بابونه و سبوس جو ، از هريك هفت درم ؛ عنّاب ، ده دانه ؛ سپستان ، بيست دانه ، جمله را بجوشانند و صافى كنند و ترنجبين و لعاب اسبغول و روغن بنفشه يا بادام يا كنجد و لب خيارشنبر ، هريك ده درم در آن آميزند و حقنه كنند . و چون طبع نرم شود امّا به استفراغ حاجت باشد ، چيزى سريع الاسهال به كار برند ؛ چون بوره و سقمونيا و شحم حنظل ؛ ليكن اگر حرارت باشد اين اشيا نتوان استعمال نمود . بعد از آنكه قولنج زايل شود ، به حسب سبب ، يبس ثفل را تدارك نمايند ؛ مثلا :